نقاشی آبرنگ “پرنده”
سخنان امام حسین علیه السلام
سخنان گهربار مولا اباعبدالله الحسین علیه السلام
خداوندا، تو آگاهی که آنچه انجام دادیم ، نه برای رقابت در کسب جاه و مقام بود و نه برای چیزهای پوچ و بیهوده دنیا، بلکه برای این بود که نشانه های راه دینت را ارائه دهیم و (مفاسد را) در شهرهای تو اصلاح کنیم تا بندگان مظلوم تو در امنیت و آسایش باشند و به احکام تو عمل کنند.
تحف العقول ، ص۲۳۹
کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.
مقتلخوارزمی ،ج۱،ص۲۳۹
کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرف تار می شود .
بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۱۲۰
چه دارد آن کس که تو را ندارد؟ و چه ندارد آن که تو را دارد؟ آن کس که به جای تو چیز دیگری را پسندد و به آن راضی شود، مسلما زیان کرده است .
دعای عرفه ، بحار الانوار، ج ۹۸، ص ۲۲۸
به درستی که من بیهوده ، گردنکش ، ستمگر و ظالم حرکت نکردم ، بلکه برای اصلاح در امت جدم محمد (ص ) حرکت کردم و می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به روش جدم محمد (ص ) و پدرم علی بن ابی طالب (ع ) رفتار کنم .
بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۳۲۹
مردی نزد امام حسین (ع ) آمد و گفت : “من مردی گناهکارم و از معصیت پرهیز نمی کنم ، مرا پند و اندرز بده “. امام حسین (ع ) فرمودند: “پنج کار انجام بده و هر چه می خواهی گناه کن . اول : روزی خدا را نخور و هر چه می خواهی گناه کن . دوم : از ولایت و حکومت خدا خارج شو و هر چه می خواهی گناه کن . سوم : جایی را پیدا کن که خدا تو را نبیند و هر چه می خواهی گناه کن . چهارم : وقتی عزرائیل برای گرفتن جان تو می آید، او را از خود دور کن و هر چه می خواهی گناه کن . پنجم : وقتی مأمور و مالک جهنم می خواهد تو را در آتش بیندازد، در آتش نرو و هر چه می خواهی گناه کن .
بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۱۲۶
از کاری که باید از آن پوزش خواست حذر کن که مؤمن بدی نمی کند و عذر نمی خواهد و منافق هر روز بدی می کند و معذرت می خواهد.
تحف العقول ، ص ۲۴۸
از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .
بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۱۱۹
کسی که گرفتاری و اندوه مؤمنی را برطرف کند و او را آسوده کند، خداوند گرفتاری و اندوه دنیا و آخرت را از او رفع می کند.
بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۱۲۲
اگر حوادث سه گانه فقر، مرض ، مرگ نمی بود، بنی آدم در برابر هیچ چیز سر فرود نمی آورد.
نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، ص ۸۰
بهای شما چیزی جز بهشت نیست ، پس خود را به غیر آن مفروشید، زیرا هر کس به دنیا راضی گردد ( هدفش فقط رسیدن به دنیا باشد ) به چیزی پست راضی شده است .
بلاغة الحسین (ع )، ص ۳۰۸
شکر نعمت های گذشته موجب می شود که خدای متعال نعمت های تازه ای به انسان لطف کند.
نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، ص ۸۰
این را دانسته باشید عالی ترین نعمتهایی که خداوند به شما داده است ، احتیاج هایی است که مردم به شما دارند، مراقب باشید که با بی اعتنایی به نیازمندان ، این نعمت ها را رد نکنید که تبدیل به نقمت و بلا خواهد شد. بدانید که کار نیک علاوه بر آن که موجب ستایش گری مردم است ، به دنبال آن هم پاداش الهی در کار است . اگر ممکن بود که (کار نیک ) را به صورت انسانی ببینید، او را شخصی خوش رو، بسیار زیبا مشاهده می کردید، که هر بیننده ای از دیدارش لذت می برد، و چنان چه می شد (کار زشت ) را به صورت انسان ببینید، شخصی زشت و بدقیافه به چشم شما می آمد که دلها از آن نفرت می گشت و چشم ها از دیدار روی نحسش فرو بسته می شد.
بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۱۲۱
تقواشما را به تقوا و خویشتن داری سفارش می کنم و شما را از روزهای خدا (روز قیامت و مرگ و…) می ترسانم و شما را اندرز می دهم .
فکر کنید به آن هنگام که مرگ با آن قیافه هول انگیز و آمدن نامطلوب و طعم ناگوارش ، در روح شما چنگ انداخته و میان شما و عمل فاصله گشته است ، باز هم در طول عمر به فکر تن پروری باشید.
می بینم شما را که مصیبت مرگ ناگهان گریبانگیرتان شده است و شما را از روی زمین به اندرون می کشاند و از بلندی زمین به پستی آن می نشاند و از انس و الفت زمین به سوی وحشت قبر منتقل می سازد و از روشنایی و صفای زمین به درون تاریکی و ظلمت قبر می برد و از صحنه پهناور آن به تنگنای گور می کشاند، به آن زندانی که نزدیک ترین بستگان هم ملاقات ندارند، به جایی که بیمارش عیادت ندارد و به هیچ ناله و فریادی پاسخ نمی دهند. خداوند ما و شما را بر مشکلات این روز پیروز سازد، و ما و شما را از مجازات آن روز نجات بخشد، و ما و شما را مستوجب پاداش عظیم قرار دهد.
بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۱۲۰
به شما سفارش می کنم که تقوا را پیشه خود سازید، زیرا خداوند ضامن شده است که افراد باتقوا را از آنچه که مکروه ایشان است ، به آنچه که خوشایندشان است ، رهنمون شود و “او را از آن جا که فکر نمی کند، روزی دهد”.
بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۱۲۱
ای فرزند آدم ، دمی بیندیش و با خویشتن بگو که پادشاهان جهان و جهانمداران کجایند؟ آنان که خرابیهای جهان را آباد می کردند و جویهای آب حفر می نمودند و درختان آن را می کاشتند و شهرهای آن را آباد می ساختند، به کجا رفتند؟ صاحبان ثروت از ثروت و همه چیز خود با بی میلی جدا گشتند و دیگران وارث آن گردیدند، ما نیز به زودی به آنان خواهیم پیوست .
ارشاد القلوب ، ج ۱، ص ۲۹
ای فرزند آدم ، به یاد آور بستر مرگ و خوابگاه قبر خویشتن را، یاد آور هنگامی را که در پیشگاه عدالت الهی اعضا و جوارحت به زیانت گواهی خواهند داد، روزی را به یاد آور که قدمها در آن روز می لرزد و دلها در تنگنای سینه فشرده می شود، روزی که عده ای در آن رو سفید گردند و رازها از پرده برون افتد و میزان عدالت الهی برای سنجش نیک و بد به کار افتد.
ارشاد القلوب ، ج ۱، ص ۲۹
ای فرزند آدم ، به یاد آور مردن پدران و فرزندانت را، کجا بودند و اکنون رهسپار چه جایی شده اند؟ می بینم که تو نیز به همین زودی به آنان خواهی پیوست و باعث عبرت دیگران خواهی گشت .
ارشاد القلوب ، ج ۱، ص ۲۹
فرمود: همانا سخاوتمندترین مردم آن کسى است که کمک نماید به کسى که امیدى به وى نداشته است .
و بخشنده ترین افراد آن شخصى است که – نسبت به ظلم دیگرى با آن که توان انتقام دارد – گذشت نماید.
صله رحم کننده ترین مردم و دید و بازدید کننده نسبت به خویشان ، آن کسى ست که صله رحم نماید با کسى که با او قطع رابطه کرده است
*****************************
اسقاط تدریجی خدا بر بنده خود , این است که تمام نعمتها را بر او می بخشد و شکر و سپاس را از او می گیرد.
******************************
بخیل کسی است که در سلام کردن بخل ورزد. نیز می فرمایند : به کسی که سلام نداده اجازه صحبت ندهید.
*******************************
کسی از نظر مقام و منزلت بزرگوارتر است که به زرق و برق دنیا در دست هر که باشد ارزش قائل نشود.
********************************
هر کس از کار فرو ماند و راه تدبیر بر او بسته شود , کلیدش مداراست.
*********************************
بپرهیز از کاری که برای آن ناچار به عذرخواهی شوی . زیرا مومن نه بدی کند و نه پوزش طلبد ولی منافق هر روز بدی می کند و عذر می خواهد .
*********************************
خداوندا مرا با احسان خود , فزون طلب منما و با بلا و گرفتاری ادب مکن.
پند حکیمانه لقمان…
۱. فرزندم هیچ کس و هیچ چیز را با خداوند شریک مکن.
۲. با پدر و مادرت بهترین رفتار را داشته باش.
۳. بدان که هیچ چیز از خداوند پنهان نمی ماند.
۴. نماز را آنگونه که شایسته است بپادار.
۵. اندرز و نصیحت دیگران را فراموش مکن.
۶. از بدان انتظار مردانگی و نیکی نداشته باش.
۷. از مردم روی مگردان و با آنها بی اعتنا مباش.
۸. با غرور و تکبر با دیگران رفتار مکن.
۹. در مقابل پیش آمدها شکیبا باش.
۱۰. بر سر دیگران فریاد مکش و آرام سخن بگو.
۱۱. از طریق اسماء و صفات خداوند او را بخوبی بشناس.
۱۲. به آنچه دیگران را اندرز می دهی خود پیشتر عمل کن.
۱۳. سخن به اندازه بگو.
۱۴. حق دیگران را به خوبی ادا کن.
۱۵. راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار.
۱۶. به هنگام سختی دوست را آزمایش کن.
۱۷. با سود و زیان دوست را امتحان کن.
۱۸. با بدان و جاهلان همنشینی مکن.
۱۹. با اندیشمندان و عالمان همراه باش.
۲۰. در کسب و کار نیک جدّی باش.
۲۱. بر کوته فکران و ضعیف عنصران اعتماد مکن.
۲۲. با عاقلان ایماندار مدام مشورت کن.
۲۳. سخن سنجیدۀ همراه با دلیل را بیان کن.
۲۴. روزهای جوانی را غنیمت بدان.
۲۵. هم مرد دنیا و هم مرد آخرت باش.
۲۶. یاران و آشنایان را احترام کن.
۲۷. با دوست و دشمن، خوش اخلاق باش.
۲۸. وجود پدر و مادر را غنیمت بشمار.
۲۹. معلم و استاد را همچون پدر و مادر دوست بدار.
۳۰. کمتر از درآمدی که داری خرج کن.
۳۱. در همۀ امور میانه رو باش.
۳۲. گذشت و جوانمردی را پیشه کن.
۳۳. هر چه که می توانی با مهمان مهربان باش.
۳۴. در مجالس و معابر چشم و زبان را از گناه باز دار.
۳۵. بهداشت و نظافت را هیچگاه فراموش مکن.
۳۶. هیچگاه دوستان و هم کیشان خود را ترک مکن.
۳۷. فرزندانت را دانش و دینداری بیاموز.
۳۸. سوارکاری و تیراندازی و … را فراگیر.
۳۹. در هر کاری از دست و پای راست آغاز کن.
۴۰. با هر کس به اندازۀ درک او سخن بگو.
۴۱. به هنگام سخن متین و آرام باش.
۴۲. به کم گفتن و کم خوردن و کم خوابیدن خود را عادت بده.
۴۳. آنچه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند.
۴۴. هر کاری را با آگاهی و استادی انجام بده.
۴۵. نا آموخته استادی مکن.
۴۶. با ضعیفان و کودکان سرّ خود را در میان نگذار.
۴۷. چشم به راه کمک و یاری دیگران مباش.
۴۸. از بدان انتظار مردانگی و نیکی نداشته باش.
۴۹. هیچ کاری را پیش از اندیشه و تدبر انجام مده.
۵۰. کار ناکره را کرده خود مدان.
۵۱. کار امروز را به فردا مینداز.
۵۲. با بزرگتر از خود مزاح مکن.
۵۳. با بزرگان سخن طولانی مگو.
۵۴. کاری مکن که جاهلان با تو جرأت گستاخی پیدا کنند.
۵۵. محتاجان را از مال خود محروم مگردان.
۵۶. دعوا و دشمنی گذشته را دوباره زنده مکن.
۵۷. کار خوب دیگران را کار خود نشان مده.
۵۸. مال و ثروت خود را به دوست و دشمن نشان مده.
۵۹. با خویشاوندان قطع خویشاوندی مکن.
۶۰. هیچگاه پاکان و پرهیزکاران را غیبت مکن.
۶۱. خودخواه و متکبر مباش.
۶۲. در حضور ایستادگان منشین.
۶۳. در حضور دیگران دندان پاک مکن.
۶۴. با صدای بلند آب دهان و بینی را پاک مکن.
۶۵. به هنگام خمیازه دست بر دهان خویش بگذار.
۶۶. حالت خستگی را در حضور دیگران ظاهر مکن.
۶۷. در مجالس انگشت در بینی مینداز.
۶۸. کلام جدی را با مزاح آمیخته مکن.
۶۹. هیچکس را پیش دیگران خجل و رسوا مکن.
۷۰. با چشم و ابرو با دیگران سخن مگو.
۷۱. سخن گفته شده را تکرار مکن.
۷۲. از شوخی و مزاح خود کمتر کن.
۷۳. از خود و خویشاوندان نزد دیگران تعریف مکن.
۷۴. از پوشیدن لباس و آرایش زنان پرهیز کن.
۷۵. از خواسته های نابجای زن و فرزندان پیروی مکن.
۷۶. حرمت هر کس را در حد خود نگاه دار.
۷۷. در بد کاری با اقوام و دوستان همکاری مکن.
۷۸. از مردگان به نیکی یاد کن.
۷۹. از خصومت و جنگ افروزی جدّا پرهیز کن.
۸۰. با چشم احترام به کار دیگران نگاه کن.
۸۱. نان خود را بر سفره ی دیگران مخور.
۸۲. در هیچ کاری شتاب مکن.
۸۳. برای جمع آوری بیش از حد مال و ثروت حرص مخور.
۸۴. به هنگاه خشم شکیبا باش و سخن سنجیده بگو.
۸۵. از پیش دیگران غذا و میوه بر مدار.
۸۶. در راه رفتن از بزرگان پیشی مگیر.
۸۷. سخن و کلام دیگران را قطع مکن.
۸۸. به هنگام راه رفتن جز به ضرورت چپ و راست خود را نگاه مکن.
۸۹. در حضور مهمان بر کسی خشم مگیر.
۹۰. مهمان را به هیچ کاری دستور مده.
۹۱. با دیوانه و مست سخن مگو.
۹۲. برای کسب سود و دوری از زیان آبروی خود را مریز.
۹۳. در کار دیگران کنجکاوی و جاسوسی مکن.
۹۴. در اصلاح میان مردم هیچ گاه کوتاهی مکن.
۹۵. ادب و تواضع را هیچگاه فراموش مکن.
۹۶. با خداوند صادق و با مردم با انصاف باش.
۹۷. بر آرزو ها و خواسته های خود غالب باش.
۹۸. خدمتکاری بزرگان و همکاری با مستمندان را فراموش مکن.
۹۹. با بزرگان با ادب و با کودکان مهربان باش.
۱۰۰. با دشمنان مدارا کن و در مقابل جاهلان خاموش باش.
۱۰۱. در مال و مقام دیگران طمع مکن.
۱۰۲. از رفت و آمد و مال و مرام و مسلک خویش کمتر بگو.
۱۰۳. بجز خداوند هیچ کس و هیچ چیز را فرمانروا و فریادرس خویش مشمار.
۱۰۴. عمر و روزی با حساب و کتاب است، پس مترس و طمع مکن.
۱۰۵. عمر را برای عمل و عبادت و پاکی و پرهیزکاری غنیمت بدان.
۱۰۶. اگر بهشت را می طلبی از فساد و ستم و گردن کشی پرهیز کن.
۱۰۷. سرچشمه ی زشتی ها را دنیا پرستی و مستی و نادانی بدان.
۱۰۸. بجز در حق و راستی بندگان خدا را بندگی و فرمانبری مکن.
۱۰۹. خود را با ستم سلاطین شریک مگردان.
۱۱۰. دنیای دیگر را به دست فراموشی مسپار.
۱۲ راه برای رسیدن به آرامش
|
|||
| ۱۲ راه رسیدن به آرامش/ مسیر را اشتباه نروید | |||
آرامش، واژهای است که متاسفانه امروزه کسی به آن فکر نمیکند و جای آن را آسایش گرفته است. «مرتضی بذرافشان» دکترایعلوم و معارف اسلامی، مشاور در امور مهارتهای زندگی در این باره به برنا میگوید: محققان جهان، بخش عمده بیماریهای شایع و عصبی در افراد را ناشی از استرس و عدم آرامش میدانند که معمولا این بیماریها بادارو رفع نمیشود و در وجود این افراد میماند. روشهای ساده بسیار برای رسیدن به آرامش وجود دارد که نه هزینه و نه نیاز به پزشک دارد، در این روش انسان باید خود را از درونخود اصلاح کند. علت اینکه اکثر افراد، کمتر به آرامش درونی میرسند، این است که مسیر زندگی را اشتباه میروند؛ زیرا این افراد زندگی را برای مردمو قهرمان شدن میخواهند؛ در نتیجه حسادتها، چشم هم چشمیها، ریاست طلبی، وابستگی به دنیا، نام آورشدن، حرص و طمع مالو… عواملی هستند که باعث سلب آرامش افراد میشوند. اگر فردی از درون تهی باشد و تمام تلاش خود را صرف فراهم کردن آسایش همسر و فرزندان کنند، بیشتر از اینکه آرامش همسر وفرزندان را سلب کند، آرامش خود را از بین میبرد.راههای رسیدن به آرامش را از دیدگاه اسلام را میتوان به ۱۲ روش تقسیم کرد:- ذکر و یاد خدا ذکر و یاد خدا باعث آرامش دلها است. همان طور که خداوند در سوره رعد آیه ۲۸میفرماید:بِذِکر اِللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ؛« دلها با یاد خداآرام میگیرند.»- توکل به خداکسی که توکل به خداوند نداشته باشد، همیشه دست نیاز به دیگران دراز میکند و این وابستگی موجب سلب آسایش او میشود. اینافراد با کوچکترین مشکل به دیگران متوسل میشوند و هیچ امیدی ندارند. در این شرایط آنها باید بدانند خود سعی و تلاش کرده وخداوند قهار است و مشکلات آنها حل میکند.
|
بوی ماه مهر….
“حکیمی”
بوی مهر
باز بوی دفتر
پاک کن های سفید
ته مداد قرمز
باز هم مهر رسید
باز هم رج زدن حرف الف
باز هم دخترکی سر به هوا
دختری نازکه نامش کبراست
و د ه ها سال است
قول ها داده به خود
و گرفته تصمیم
که دگربار، کتاب خود را
باز جا نگذارد. شب به زیر باران
آن کتاب کهنه
هچنان خیس و چروکیده و باران زده است
باز هم سال دگر
باز پاییز دگر
باز تصمیم دگر
باز کوکب خانم
چند مهمان دارد
باز هم سفره رنگین پهن است
و کدام از ماها
در پس این همه سال …
حسرت خوردن از آن سفره کوکب خانم
همچنان با او نیست؟
خوش به حال عباس!
خوش به حال کبری!
خوش به حال حسنک!
که همه دغدغه شان
سفره و دفتر خیس است و صدای یک بز
خوش به حال همه شان!
که ز ما جا ماندند
همه کودک ماندند
و رسیدیم ما به سرابی که هم اکنون هستیم
و غم غربت ایام گذشته است که دایم با ماست.
بوی مهر، بوی مهربانی، بوی لبخند، بوی درس و مدرسه و شوق کودکانه در پیاده روها، بوی نمره های بیست، بوی دفتر حساب و مشق های ناتمام، بوی دوستی و محبت…
پاییز با خود شور می آورد و قاصدکها خبر بازگشایی مدارس می دهند، درختان آماده می شوند تا با شوق، برگهای رنگارنگشان را چون کاغذهای رنگی بر سر کودکانی که مشتاقانه به مدرسه می روند بریزند و سارها بر شاخه های انبوه درختان صف کشیده اند، تا آوازهای گرمشان را بدرقه کنند. نسیم، نفس های معطرش را هر صبح بر گونه های سرخابی کودکانه شان می دمد تا خواب را در سایه های کوتاه دیوار جا بگذارند و مشتاقانه تا حیاط منتظر مدرسه بدوند.
دیوارهای آجرنمای مدرسه را سراسر شور و شوق پر کرده است. کلاسها با آغوش باز در آستانه درها ایستاده اند تا میهمانان خود را در آغوش بکشند. واژه ها بر تخته های سیاه جان می گیرند و پروانه می شوند تا در نفس های هیجان زده کودکان پرواز کنند و فضای لرزان کلاس را گرم نمایند. چه شور و حالی دارد این روزهای آغاز مدرسه، روزهایی سراسر دلهره، شوق و اضطراب، روزهای مهر و مدرسه، روزهایی که خیابانها سرخوش هیجان لبریز صداهای کودکانه جاری در پیاده روهایند. روزهایی که عشق هر سحر، عاشقانه از پشت پنجره کلاس ها سرک می کشد تا با بالا آمدن آفتاب، تنشان را در نفس های معطر کودکان شست وشو دهند. روزهایی که آفتاب به شوق مدرسه رفتن هر صبح زودتر از آواز خروس ها بیدار می شود. روزهایی که ماه، بالای سر دفترهای مشق به خواب می رود.
بایسته های دانش آموزی از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی (ره)
1. از خودباختگی و خود فراموشی پرهیز کند.
۲٫ نیت خود را از یادگیری علم، خدمت به اسلام و مسلمین و اطاعت فرمان خدا قرار دهد.
۳٫ در مشکلات زندگی و درس ایستادگی کند و کوشش را از دست ندهد.
۴٫ به معلم و علم احترام گذارد.
۵٫ دوستی انتخاب کند که: (باایمان باشد ـ درس خوان و زرنگ باشد ـ خوش فهم باشد).
۶٫ جزوه های خود را به خط خوش و خوانا بنویسد.
۷٫ درس را پس از فهمیدن، تکرار کند.
۸٫ همت عالی داشته باشد و به مراتب پایین علمی اکتفا نکند.
۹٫ به کلاس درس احترام گذارد و آن را مراعات کند.
۱۰٫ نکات جالبی را که می شنود یادداشت کند.
۱۱٫ با فقه، حدیث و علوم قرآن، به عنوان دروس عمومی محیط های آموزشی آشنا باشد.
۱۲٫ تمام وقت خود را صرف یادگیری کند.
۱۳٫ در حفظ و سلامتی بدن خود کوشا باشد.
۱۴٫ از کشمکش و دعوا دوری کند.
۱۵٫ وقت خود را قدر بداند.
۱۶٫ از رذایل اخلاقی دوری کند.
۱۷٫ با توکل به خدا بر مشکلات غلبه کند.
******************************************************************
بابا مثل هر شب نان ندارد
سارا به سین سفره مان ایمان ندارد
بعد از همان تصمیم کبری ابرها هم
یا سیل می بارد و یا باران ندارد
انگار بابا همکلاس اولی هاست
یا می نویسد این ندارد آن ندارد
بابا انار و سیب و نان را می نویسد
اما برای خوردنش دندان ندارد
بنویس کی آن مرد در باران می آید
این انتظار خیسمان پایان ندارد
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید….
اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن
صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل الساعه ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً

امام موسى کاظم (علیه السلام):
«طوبى لشیعتنا المتمسکین بحبّنا فى غیبة قائمنا، الثابتین على موالاتنا والبراءة من اعدائنا، اولئک منّا و نحن منهم، وقد رضوا بنا ائمة ورضینا بهم شیعة، طوبى لهم ثم طوبى لهم، هم والله معنا فى درجتنا یوم القیامة».
الزام الناصب، ص ۶۸٫
خوشا به حال شیعیان ما که در غیبت قائم ما بر محبت و ولایت ما و بیزارى از دشمنان ما پایدار ماندند، آنها از ماو ما از آنهائیم. و همانا آنان امامت ما را پذیرفتند، ما هم آنها را به عنوان شیعیان خود پذیرفتیم. خوشا به حال آنها و باز هم خوشا به حال آنها، آنها به خدا قسم در درجه ما و در کنار ما در روز قیامت اند .
امام هادی علیه السلام:
«لولا من یبقى بعد غیبة قائمکم من العلماء الداعین الیه، والدّالین علیه، والذّابین عن دینه بحُجج الله، والمنقذین للضعفاء من عبادالله من شباک ابلیس ومردته، لما بقى احد الا ارتد عن دین الله. ولکنهم یمسکون ازمة قلوب ضعفاء الشیعة کما یمسک صاحب السفینة سکانها، اولئک هم الافضلون عندالله عزوجل».
بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۶٫
اگر نه این بود که پس از غیبت قائم آل محمد، برخى از علما وجود دارند که به سوى او دعوت مى کنند و مردم را بهحضرتش سوق مى دهند و از دینش با استدلالهاى الهى حمایت مى کنند و ضعیفان از بندگان خدا را از افتادن در دام ابلیس و یارانش، رهایى مى بخشند، پس به تحقیق هیچ کس نمى ماند جز اینکه از دین خدا بر مى گشت. ولى آن عالمان زمان قلوب ضعفاى شیعه را مى گیرند همانگونه که ناخداى کشتى، سکّان و فرمان کشتى را مى گیرد و پس آنها نزد خداى عزوجل از همه برترند.
بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را و نا امید مباش
بهشت پاک اجابت هزار در دارد
بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است
خدای را، شب یلدای غم سحر دارد
بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال
مسافر دل ما، نیت سفر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پرده ی غیبت به ما نظر دارد
بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد
*************************************
آقا اجازه من بنویسم برای تو . . .
دارائی ام تویی ، دل و جانم فدای تو
می خوانمت به حرمت آوای قدسی ات
جان می دهد به ما نفس آشنای تو
وقتی طلوع می کنی از پشت ابرها
گل می کند زمین و زمان زیر پای تو
در آسمان دهکده اعجاز می شود
با شعله ای که می دمد از چشم های تو
برگرد آخرین سفری را که رفته ای
تب کرده اند هر دوجهان در هوای تو
برگرد تا گره بخورد لحظه ای به هم
فریاد گریه های من و های های تو
آقا بیا که هر کسی از راه می رسد . . .
سرمی دهد طنین «انالحق» به جای تو
تنها خودت شفاعتمان کن که این طلسم . . .
وا می شود به معجزه ی ربنای تو
“سید مهدی نژاد هاشمی”
(م- شوریده)
بصیرت….

بصیرت از دیدگاه قرآن و حدیث
در قرآن کریم، مشتقات «بصر» ۱۴۸بار و واژه «بصیرت» دوبار تکرار شده است. به طور کلی واژه «بصر» درمتون اسلامی، گاه درباره بینایی ظاهری و حس، و گاه درباره بینایی باطنی و عقلی به کار می رود.
به تعبیر دیگر، مردم از نظر بینش به دو دسته تقسیم می شوند:
دسته اول: دیده عقل آنها نزدیک بین است. آینده خود و جهان را نمی بینند و ادراکات آنها در محسوسات خلاصه می شود، و به تعبیر زیبای قرآن:
« یعلمون ظاهراً من الحیوه الدنیا و هم عن الاخره هم غافلون» از زندگی دنیا، ظاهری را می شناسند حال آنکه از آخرت غافلند. (روم – ۷)
این دسته، هر چند به ظاهر بینا هستند، ولی در فرهنگ قرآن و حدیث، کور محسوب می شوند.
در همین رابطه امام علی (ع) در یکی از سخنرانی های خود در مدینه به این نکته مهم، این گونه اشاره می کند: ما کل ذی قلب بلبیب، ولا کل ذی سمع بسمیع، ولاکل ناظر بنظیر. نه هر که دلی دارد، به خردمندی داننده است، و نه هر که گوشی دارد نیک شنونده است، و نه هر که دیده ای دارد بیننده است.
همتایان مفهومی واژه بصیرت:
در قرآن و روایات اسلامی، واژه هایی وجود دارند که می توان گفت معادل واژه بصیرت اند و یا به آن بسیار نزدیک هستند.
1- یقظه :
یکی از واژه های معادل بصیرت «یقظه» است. در این باره از علی (ع) نقل شده که فرمود:
الیقظه استبصار (غررالحکم، ص ۱۷۶)، یقظه (بیداری) بصیرت یافتن است.
در روایتی دیگر از علی (ع) در معرفی اهل بصیرت آمده است:
فاستصجو ابنور یقظه: فی الابصار والا سماع والا فئده. پس بدین سبب، چشم ها و گوش ها و دل هایشان از نور بیداری روشن گردید.
۲- نور :
همتای دیگر بصیرت نور است.
یا ایهاالذین امنوا اتقواالله و امنوا بر سوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نوراًتشمون به ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا پروا دارید و به پیامبر او بگروید تا از رحمت خویش، شما را دو بهره عطا کند و برای شما نوری قرار دهد که به (برکت) آن، راه سپرید. (حدید – ۸۲)
۳- فرقان :
یکی دیگر از واژه های بسیار نزدیک به مفهوم بصیرت، واژه «فرقان» است:
یا ایهاالذین امنوا ان تتقواالله یجعل لکم فرقاناً.
ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر از خدا پروا کنید، برای شما فرقانی (نیروی جدا کننده حق از باطل) قرار می دهد. (انفال -۹۲)
همچنین در بسیاری از روایات، واژه های دیگری همچون: عقل ، معرفت ، علم و حکمت ، نیز در معنای بصیرت به کار رفته اند.




